پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387
یک سبد آروزی کال
کاشکه یه روز با همدیگه/سوار قایق میشدیم
دور از نگاه آدما/هر دومون عاشق میشدیم
کاش اونجا هیچ کسی نبود/یه وقتی با تو دوست بشه
تو نازنین من بودی /مثل حالا تا همیشه
کاش گره دستامونو/این سرنوشت وا نمی کرد
کاش هیچ کدوم از ما دو تا/هیچ دوستی پیدا نمی کرد
کاش که میشد جدایی رو/یه جایی پنهون بکنیم
خارای زرد غصه رو/از ریشه ویرون بکنیم
کاشکه یه روز من و تو رو/تو دریا تنها بذارن
تو قایق آرزوها/یه روز ما رو جا بذارن
اونوقت با لطف ماهیا/دریا رو جارو بزنیم
به سوی شهر آرزو/بریم و پارو بزنیم
یادت باشه اینجا هوا/غرق یه دلواپسیه
اما از اینجا که بریم/فقط گل اطلسیه
parastoo
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:8 توسط : پرستو

