تبليغاتX
سکوت شب
سکوت شب
یکشنبه بیست و سوم دی 1386
طواف عشق

کاش بودم شعله تا شمع مزارت می شدم

کاش بودم پرچم حاشیه دار ماتم ات

کاش بودم حلقه حلقه همچو زنجیر عزا

کاش بودم خاک و می دادی بها بر من که من

کاش می بودم سپر تا در هجوم تیغ مست

کاش بودم قطره آبی و از روی وفا

کاش بودم در شب شام غریبان تا که من

چلچراغ زائر شب زنده دارت می شدم

تا که زینب بخش بزم سوگوارت می شدم

بر کف دل بیقراری بی قرارت می شدم

خاک پای ذوالجناح راهوارت می شدم

مانع شمشیر خصم نابکارت می شدم

شبنم لبهای خشک شیر خوارت می شدم

پاسدار خیمه بی پاسدارت می شدم

 

 

 

 

parastoo


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 13:48 توسط : پرستو
دوشنبه هفدهم دی 1386
شکنجه

راستش نمیدانم اغرار به پشیمانی خودش پشیمانی میاورد یا نه...
اما بگذار آیینه وار اغرار کنم
...
پشیمانم
...
از تمام حس هایی که نثار این یخ بسته های سنگی کردم
...
از تمام لبخند هایی که با تایید اهل دل به روترشی اهل عقل زدم

از تمام سادگی های بی جواب مانده ام...
از تمام نیمه های پر لیوان ها که دیدم
...
سخت
...
پشیمانم
...!
پشيمان ميشوم شايد
...!
از اينکه ماندم و رفتی
...
پشيمان ميشوی روزی
...
از اينکه رفتم و ماندی...!

parastoo


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 10:34 توسط : پرستو
پنجشنبه ششم دی 1386
ای عشق...

 

دریا طوفانی شده هوا خرابه نازنین

نامه های چشم به راها بی جوابه نازنین

تشنمه،نه فکر کنی با دریا بر طرف می شه

دریا هست تو نیستی و قحطی آبه نازنین

دیدمت یکی دو بار تا اومدم صدات کنم

فهمیدم تو نیستی و همش سرابه نازنین

عمر دیدارای ما همیشه زود تموم می شه

عمرِ شادیا مثِ عمرِ حبابه نازنین

نمی پرسی حالمو،فرقی نداره واسه تو

محض اطلاع بگم،دلم کبابه نازنین

بهتره تموم کنم قصه تو با خودمو

چون مثِ موی تو غرق پیچ و تاب نازنین

parastoo


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 8:35 توسط : پرستو

RSS