به همین زلالی و شفافی میشه از بودن با تو هم گذشت
تقدیم به او که روزی برادر می خواندمش
بدرود
((پرستو))
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 23:24 توسط : پرستو
به همین زلالی و شفافی میشه از بودن با تو هم گذشت
تقدیم به او که روزی برادر می خواندمش
بدرود
((پرستو))
وقتی پرنده ای پرواز می کند من و تو به ان خیره می شویم و نوایی مبهم به گوشمان می رسد , شاید با خود بگوییم این نوای پر طنین دلربای کیست؟
حسی غریب , وجود ما را سرشار از شعر می کند , پرنده ها شاعران ساده و بی ریایی هستند , انها شعر تنهایی و غربت را می سرایند , اما شعر رهایی را بهتر از هر شعر دیگری می سرایند . انسان باید رها باشد تا بداند پرواز تنها بال و پرزدن نیست , خود پرواز شعر است , شعری که خوانده نمی شود ولی باید انرا درک کرد .
parastoo

عشق است بیایید خیانت نکنیم
با غیر رفیق خود رفاقت نکنیم
عشق است نه عادتی که هر روزه شود
عادت بکنیم به عشق عادت نکنیم
parastoo
من تو را همچون پرستوئي به قشلاق قلبم فرا مي خوانم تا چکامهايت قلبم را با نوسان آرام هستي آرامش دهد
راستي اي عزيز اگر عطر مهر و تسبيح به هم آميزد تا کجاي عشق خواهي رفت؟
(پرستو )