یکشنبه چهاردهم مرداد 1386
پرستوهای لال
در زمستانی چنین،آغاز را گم کرده ام
آسمان تاریک و ((من پرواز را گم کرده ام))
در کویری زرد و بی باران بدون پنجره
من صدای رعد باران ساز را گم کرده ام
صد قفس رویید بر بال پرستوهای لال
بگذر از من شرجی آواز را گم کرده ام
کر شدم از این سکوت شب، تیشه را دستم دهید
نغمه ی فرهاد کوه انداز را گم کرده ام
این چه بیداری است ما را برده تا شهر دروغ
با دو پلک باز خواب ناز را گم کرده ام
می رسد آوای تار خسته ام تا پشت بام؟
یا که من حتی نُت این ساز را گم کرده ام!
parastoo
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 8:4 توسط : پرستو

