تبليغاتX
سکوت شب
سکوت شب
شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386
هم بغض

 

دیشب شب رویای تو بود و تو نبودی

در گوش من آوای تو بود و تو نبودی

دل،زیر لب آهسته تمنای تو می کردی

در حسرت دیدار تو بود و تو نبودی

نقاشی دریا که کشیدم تک و تنها

محتاج تماشای تو بود و تو نبودی

آن عطر قلم جوهر عشق و دل رسوا

خواهان هوس های تو بود و تو نبودی

صد قافیه زد دل به هوای سر کویت

دل،وسعت دریای تو بود و تو نبودی

دیشب که گل از آیینه ی ماه گل انداخت

در فکر تمنای تو بود و تو نبودی

parastoo


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 13:56 توسط : پرستو
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386
اگر بدانی

 

تمام لحظه های با تو بودن را مرور می کنم

اگر بدانی چقدر سخت است یاد بودنت

در عمق وحشت نبودنت
....


اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت، عاشقان سکوت شب را ويران مي کردند

نمی دانم چرا رسوا شد این دل

غریب و بی کس و تنها شد این دل

نمی دانم چرا از ابر گریان نصیب ما نشد یک قطره باران

نمی دانم چرا با من چنین کرد دل دیوانه را عاشقترین کرد

parastoo


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 14:5 توسط : پرستو

RSS