شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386
هم بغض

دیشب شب رویای تو بود و تو نبودی
در گوش من آوای تو بود و تو نبودی
دل،زیر لب آهسته تمنای تو می کردی
در حسرت دیدار تو بود و تو نبودی
نقاشی دریا که کشیدم تک و تنها
محتاج تماشای تو بود و تو نبودی
آن عطر قلم جوهر عشق و دل رسوا
خواهان هوس های تو بود و تو نبودی
صد قافیه زد دل به هوای سر کویت
دل،وسعت دریای تو بود و تو نبودی
دیشب که گل از آیینه ی ماه گل انداخت
در فکر تمنای تو بود و تو نبودی
parastoo
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 13:56 توسط : پرستو


